صفحه اول
ارتباط با من
بايگاني مطالب وبلاگ
افزودن به علاقمنديها
بلاگفا.كام
ليــنـك RSS
همــراز؛ طـراح قـالـب
قـالبهاي رايـگان و زيـبا من بنای عقل را در هم کوبیدم
با دستهای عشق
من شادیهایم را معامله کردم
با ذره ای از اندوه لاله
من آسمان را به اشک کشیدم
و کویر را با خنده پر کردم
من گلو را به خنجر
و ساقه های گندم را به نوازش داس معتاد کردم!
به کویر آموختم زخمهایش را
با نمک مرهم کند
من برای تنهایی شقایق دشت دور
به وحشت افتادم
و خدا را از ایمان خویش
تر ساندم . . . !
ندیده ای رسیده ام به انتهای زندگی
کسی نشسته روبروی من وضجه می زند
که زندگی فروخته ام و هم بهای زندگی
خدا که وعده می دهد بهشت را به او بگو
که سهم خود فروخته ام از ابتدای زندگی
اگر که سیب می دهی مرا فریب می دهی
که باز ادعا کنم تویی خدای زندگی
و من که زجر می کشم به وسعت جهان تو
و تو نشسته ای خدا کجای زندگی
شکسته چرخ بی صدا در این حوالی ای خدا
مگر نهاده ای دوباره چوب لای زندگی
و مرگ مثل سایه ای همیشه پا به پای من
همیشه پا به پای من و پا به پای زندگی
تا دوباره غم نبودنت را جشن بگيرند
سايه ها تصوير مي ساختند ومن مات شدهء شطرنجي بودم
كه آرام آرام داشت قلعهء زندگيم را بر هم مي ريخت
و همان رنگ سبزي را كه نماد شادابي و طراوت مي دانستيم
مانند خوره ريشه هايمان را خشكاند
اصلا" به تقدير ربط نداشت
شايد صداقت بيش از حدمان كوره راهي شده بود
تا حقيقت ها را مانند سرابها باور نكنيم
و ترس از شعله هايي كه از كودكي مرا از آنها مي ترساندند
باعث شده بود تا از هر شعله اي دوري كنيم
غافل از اينكه شعله هايي هم هستند
كه انسان را تا اقدس الهي مي كشانند...![]()
این رود به آبراهی جاریست بنام (دوستی)
این آبراهه به آبگیری جاریست بنام (عشق)
این آبگیر به حوضچه ای جاریست بنام (وفا)
وتمامی اینها به منجلابی جاریست بنام (جدایی)
جمعه شب آمد و در حجلهء آئینه نشست
لب به آئینه رسانید پی بوسه و شد
از من آشفته تر انگار به بوسیدن خود
عشق زادست و بجز عشق تکلم نکند
زادهء عشق به هر خاک تیمم نکند
کیست این زادهء پاک که دمی کج نرود
که اگر چهره کند باز کسی حج نرود
بر دوش ياران رهسپار خانه جاويد مي بيني
تو هم اي آشناي سنگدل
ازخانه بيرون آي
بگو رفتي
برو...
منزل مبارك...
به دنبال چیزی میگردم
آنقدرآنها را مرور کرده ام
که رنگ تمامشان
از رو رفته است !
وتمام شعرهایم
معنی عشق را از یاد برده است
آخرین صفحه را میگشایم
به این امید که بیابم گمشده خود را
آری
همان است
سیب سرخ
که رنگ تمام خاطراتم را
از بوی بهشت عطراگین کرده
او همان است
سیب سرخ...
اینم تقدیم به همه رفقا خواستم بگم داش ناصر یه نمه طبع رمانتیک هم داره
من تازه کارم جون داداش نیاز به حمایت دارم .باشه.
امیدوارم دوستای خوبی واسه هم باشیم
پس انتقاد کنید . خیلی نوکرم...